حسین یاری


بازیگری حرفه ای هم مثل هر شغل حرفه ای دیگری یک کار تمام وقت است. جهان بازی تمام هوش و حواس بازیگر را به خود مشغول میکند و او را در اختیار خودش میگیرد؛ و البته متقابلا باید از جهانهای بیرون هم بی نیازش کند.این  بده بستان دوطرفه راحتی خیالی فراهم میکند که بازیگر خانه ای جز فیلم برای خودش متصور نباشد. سخت است که هم بازیگر پرکار و پرقدرتی باشی و هرلحظه مهیای پذیرفتن نقش بعدی, و هم در جهان خارج از سینما شغل ثابتی داشته باشی. اما حسین یاری, بازیگری که بیشتر با نقشهای سینمای دفاع مقدس شناخته شده, از پس این مهم برامده و تا امروز 30 نقش سینمائی را با شغلش به عنوان کارمند بانک پیوند زده است.
حسین یاری متولد 1346 در تهران است. تحصیلات رسمیش دیپلم است اما از سال 57 همکاری با یک گروه تئاتر آماتور را آغاز کرد وسه سال بعد جذب واحد نمایش حوزه هنری شد. نخستین حضور سینمائی یاری به سال 63 و فیلم "هور در آتش" برمیگردد. موفقیت او در نقش یک مرد رزمنده, پیشنهادات و آثار مشابهی در پی داشت از جمله "هور در آتش" (1370), و "حمله به اچ 3" (1373)؛ اما نهایتا این فیلم جنگی "آخرین مرحله" (1374) بود که سیمرغ بلورین نقش مکمل را برایش به ارمغان آورد. اما یاری برای نقشهای متفاوت نیز مشتاق بود, مثلا در "دنیای وارونه" (1376) نقشی کمدی/فانتزی بازی کرد؛ و در "بلوغ" (1378) درگیر مشکلات زندگی پزشکان و مددکاران اجتماعی شد و برای بازیش دیپلم افتخار نقش اول جشنواره فجر را هم ربود. سپس با بازی در فیلم "دم صبح" (1382) که به آخرین ساعات زندگی یک محکوم به اعددام میپردازد, جایزه اول جشنواره مذهب امروز ایتالیا را گرفت. بعد از ایفای نقشی ضدقهرمانی در درام جنجالی "میم مثل مادر" (1385), یاری در سال 86 در "کتونی سفید" ظاهر شد: در نقش معلمی که به مدرسه ای قدیمی در جنوب میرود, و برای این نقش جایزه بهترین بازیگر جشنواره کشتی نوح روسیه را هم از آن خود کرد. از دیگر آثار او نیز میتوان به "اقلیما" (1386), "سعادت آباد" (1389) و "ابرهای ارغوانی" (1390) و "مزار شریف" (1393) اشاره کرد.
اما ظاهرا یاری در صفحه ی کوچک نقشهای خاطره انگیز بیشتری بازی کرده. او پس از نخستین بازیش در سریال تاریخی "مردان آنجلس" (1377), برای نقش اصلی سریال مذهبی معاصرتری انتخاب شد: حیدر "شب دهم" (1380) که هم میان مردم محبوب شد, و هم یاری را برنده جایزه بهترین بازیگر مرد سریالهای الف در چهارمین جشنواره تولیدات سیما کرد. یاری در توضیح نقش این جوان لمپن ماب که از عشق خاکی به عشق الاهی میرسد, میگوید: "این نقش را به خاطر اختلافش با نقشهای قبلیم پذیرفتم, و برایش نمودار خاصی طراحی کردم. این شخصیت تناقضات رفتاری زیادی داشت که باید در تمام قسمتها رعایت میشد... در اواخر کار, دلم میخواست آن بخشهای پرفراز و فرود را شخصی و به دور از دوربین کارگردان اجرا کنم و در حال خودم فرو بروم." از دیگر تجربه های موفق تلویزیونی او نیز میتوان به سریال مذهبی/ تاریخی "روشنتر از خاموشی"؛ و دو سریال جنائی "هوش سیاه" (1388) و "قلب یخی" اشاه کرد. یاری در دوبله و صداپیشگی نیز تجارب موفقی دارد. 
  

 

آخرین فیلم ها